أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : الشيخ عباس القمي )

82

معدن الجواهر ( نزهة النواظر در ترجمه معدن الجواهر ) ( فارسى )

داشته باشد كه هر گاه حاجت افتاد بپنهان شدن به آنجا پناه برد اسب رونده داشته باشد كه هر گاه حاجت بسوارى افتاد بر او سوار شود شمشير برّنده داشته باشد كه هر گاه حاجت بجنگ شد نترسد كه آن شمشير به او خيانت كند از جواهرات ذخيره داشته باشد كه به وزن سبك و به قيمت سنگين باشد كه هر گاه نازله‌اى بر او رو كند صرف خود نمايد زن جميله داشته باشد كه هر گاه بر او داخل شود به حال غصّه و اندوه اندوهش زايل شود طبّاخى داشته باشد كه طعامى را كه ميل دارد براى او طبخ نمايد ( 1 ) متابعت كرد مردى حكيمى را هفتصد فرسخ به جهت آموختن هفت چيز و به او گفت كه من دنبال ترا گرفته‌ام كه بياموزى بعضى از چيزها را كه خدا ترا دانا كرده پس پرسيد از او كه مرا خبر ده كه چه چيز است از آسمان سنگين‌تر است چيست كه زمين وسيع‌تر و پهن‌تر است چيست كه غنىتر از دريا است چيست كه سخت‌تر از سنگ است چيست كه گرم‌تر از آتش است چيست كه سردتر از برف است چيست كه از يتيم ضعيف‌تر است حكيم جواب گفت 1 بهتان بر بيگناه سنگين‌تر از آسمانست 2 حق از زمين وسيعتر است 3 دل آدم قانع از دريا غنىتر است 4 دل كافر از سنگ سختر است 5 سينه آدم حريص از آتش گرم‌تر است 6 دل كسى كه اعتماد به خدا دارد از برف خنكتر است 7 سخن چين از يتيم ضعيف‌تر و بيچاره‌تر است مترجم گويد كه بيان بيچارگى سخن چين را شيخ سعدى در نظم آورده و گفتند ميان دو كس جنگ چون آتش است * سخن چين بدبخت هيزم كش است كنند اين و آن خوش دگر باره دل * وى اندر ميان كور بخت و خجل